اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )

100

سفرنامه اوليويه ( فارسى )

هراقليوس و دولت روس اگر شما گرجستان را تصرف كنيد ، دولت روس به حمايت آنها برخاسته ، با شما نزاع كند . وزير پاسخ داد كه اگر ما تمام قشون خود را [ سمت روسها ] متوجه سازيم ، دولت روس با ما تاب مقاومت ندارد و ممانعت نتواند . از اين جواب و از ساير سخنان كه در مواضع ديگر شنيده بوديم ، به ما معلوم شد كه در ايران از ملت و دولت عثمانى و از دولت روس هيچ هراس و بيمى ندارند . اين بواسطه اين است كه در ايام نادر شاه نتايج ضعيفه از آنها با دولت روس حاصل نشده و نمىدانند كه از آن تاريخ تاكنون چه قدر تفاوت در ميان اين دو ملت پيدا شده است . چون ديديم كه در اين باب بر خلاف عقيدهء وزير ، حرف زدن بىحاصل و خالى از ضرر نيست ، و باقى ماندن در اين عقيده كه بر دولت روس در هر حال فايق و غالب هستند ، بهتر است از آنكه ايشان را بيم داد و ترسانيد . پس گفتيم كه ما را هيچ شبهه‌اى نيست كه روس با شما مقاومت نتواند ، خاصه هنگامى كه تمامى قشون را به مقابل آن بريد . اما از جمع‌آورى قشون و زياد كردن عدد آنها نبايد قصور بفرماييد ، به جهت اينكه دولت روس مىداند كه چه دشمن قوىپنجه در مقابل خود دارد . لهذا در اين فصل زمستان فوجهاى بسيارى به شيروان روان خواهند كرد . در اين باب آنچه توانند بر عده و قوهء عسكرى خود بيفزايند . زياد بسط كلام كرديم ، در اين هنگام شخص محترمى وارد گرديد . بعد از آنكه يك ساعت و نيم مدت صحبت ما طول كشيد ، برخاسته و مراجعت كرديم . اما پيش از آنكه بيرون بياييم از وزير خواهش كرديم كه راضى شوند تا مطالب خود را تحريرا خدمت ايشان بفرستيم و ايشان نيز تحريرا جواب دهند تا ما جواب را به دولت خود بريم . وزير قبول كرد و فرمود كه زودتر نوشته و بفرستيم . پس روز بعد نوشتيم و فرستاديم . مترجم خبر آورد كه وزير ، تمام را خوانده و خيلى خوشش آمده و گفت در همين روزها جواب مىدهم . ملاقات اول و ملاقات ديگرى كه چند روز بعد با وزير كرديم ، آنچه مأمور به گفتن بوديم ، تمام گفتيم و بر همهء آنها وزير جوابهايى بر وفق رضاى ما داد . پس ديگر چيزى از براى ما باقى نماند ، الّا اينكه جواب را تحريرا بگيريم ، و تذكرهء عبور تحصيل كرده و به بغداد برگرديم . در اين باب لازم بود كه ملاقات و مراوده‌اى با ميرزا عيسى كه ملقب به ميرزا بزرگ بود ، بكنيم . در اولين ملاقات نهايت احترام را به ما كرد و خواهشمند شد كه ايشان را بسيار ملاقات كنيم . او صاحب رتبهء عاليه بود و وزير را نهايت اعتماد بر وى بود . غالب امورات مهمّه مملكتى از دست او جارى مىشد . بسيار باهوش و عقل بود ، به نيكويى تمام امورات را فيصل مىداد . از تاريخ مملكت خود كمال آگاهى را داشت . تمام وقايعى كه بعد از استيلاى افاغنه و انقراض دولت صفويه در هر نقطه ايران واقع شده بود ، على التفصيل مىدانست . چون در شيراز متولد شده بود ، در ايام شباب با بعضى از اروپاييان وى